تعزیه، هنر روایتگری ایرانی از واقعه عاشورا، در حافظه تاریخی ایرانیان همواره بهعنوان آیینی کهن و ریشهدار معرفی شدهاست. این آیین کهن که ترکیبی از سه هنر ادبیات، موسیقی و نمایش است، در آبانماه سال ۱۳۸۹ در فهرست میراث ناملموس جهان به نام ایران در یونسکو به ثبت جهانی رسید.
با این حال، بسیاری از کارشناسان و پژوهشگران تعزیه معتقدند با ثبت تعزیه به عنوان میراث جهانی عاشورا انتظار میرود این آیین کهن بهصورت فاخر در شهرهای مختلف ایران برپا شود.
به گزارش اطلاعات، نگاهی به تاریخچه تعزیه در ایران نشان میدهد در دوران حکومت صفویان، که شیعه بهعنوان مذهب رسمی ایران اعلام شد، آیین تعزیه جان دوباره گرفت و با ایجاد تکیههای عزاداری، مکان خاص خود را برای اجرا یافت و به رکن اصلی عزاداری و سوگواری محرم تبدیل شد.
پژوهشگران معتقدند تعزیه تا اواخر دوره قاجار زنده بود و چنان رونق داشت که کلاسهای آموزشی معینالبکاء برای شبیهخوانها ماهها پیش از اجرای تعزیههای باشکوه تهران تشکیل میشد. اما پس از فوت ناصرالدینشاه، تکیه و تعزیهگردانی با بیتوجهی مواجه شد و تعزیه و تعزیهگردانی با آغاز انقلاب مشروطه بسیار کمرنگ شد. در دوره پهلوی اول، تکیه و تعزیه و تعزیهگردانی بهطور کامل در ایران ممنوع شد و پس از آن، در دوره محمدرضا پهلوی نیز، به گفته علیرضا زمانی، پژوهشگر تاریخ تهران، دستهها و تکایایی که تعطیل شده بودند، بهتدریج سوگواریها را برپا کردند، اما تعزیه بسیار ضعیف اجرا شد. تکیه دولت نیز در دوران پهلوی تخریب شد و تعزیه مأمن اصلی خود را از دست داد و بهصورت کاملا ضعیف در گوشه و کنار شهرها اجرا میشد، اما عمده طرفداران این هنر در روستاها بودند.
با ثبت جهانی تعزیه در آبانماه سال ۱۳۸۹، این بخش از آیینهای سوگواری در ایران بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و اکنون، علاوه بر تعزیههای بزرگ در شهرهای مختلف کشور که در فضای باز برگزار میشود، میتوان یکی از فاخرترین تعزیههای تهران را در این شهر تماشا کرد.
ضرورت راهاندازی موزه تعزیه
با این حال، مهدی دریایی، تعزیهخوان، پژوهشگر و مدرس تعزیه، از ضرورت راهاندازی موزه تعزیه و ارائه دروس دانشگاهی در این حوزه سخن میگوید. او که هزاران قطعه ادوات، لباس و نسخههای تعزیه را بهصورت شخصی از سراسر کشور جمعآوری کرده و از آنها نگهداری میکند، به ایسنا گفته است: لازم است بیش از پیش به آیین تعزیه در ایران پرداخته شود؛ زیرا در صورت نبود یک موزه مستقل، این میراث ارزشمند بهدلیل نبود تجهیزات حفاظتی استاندارد در معرض خطر نابودی قرار میگیرد.
این تعزیهخوان معتقد است سالهاست سه هزار قطعه از ادوات، البسه و نسخههای تعزیه را بهصورت شخصی در اراک نگهداری میکند، اما برخی لباسها که قدمت زیادی دارند، در معرض بیدزدگی هستند و از سوی دیگر، تجهیزاتی برای نگهداری نسخههای نادر تعزیه نیز در اختیار ندارد. او میگوید: در استان مرکزی و در نزدیکی اراک، شهر تفرش و روستای فراهان را داریم که از مهمترین قطبهای تعزیه به شمار میروند و حسینیههای مناسبی نیز دارند. در اراک نیز بازاری وجود دارد که بهنوعی بزرگترین حسینیه سیار تعزیه است؛ زیرا در این بازار بزرگ، تعزیه اجرا میشود.
دریایی که علاوه بر اجرا، در زمینه پژوهش و آموزش تعزیه نیز فعال است و در این حوزه تحصیلات دانشگاهی دارد، درباره آموزش تعزیه توضیح میدهد: در اراک چند کارگاه آموزشی داریم برای طرح مبانی شبیهخوانی و آسیبشناسی تعزیه که خوشبختانه با استقبال خوبی مواجه شدهاست. همچنین نشانهها و قراردادهای تعزیه آموزش داده میشوند و معمولا هنرجویانی از استانهای دیگر نیز در آن شرکت میکنند.
شبیهخوانی تاریخی در نهادهای آموزشی
این تعزیهخوان با تأکید بر ضرورت راهاندازی موزه و ایجاد ساختارهای دانشگاهی برای آموزش تعزیه میافزاید: باید دانشگاهی برای آموزش نمایشهای ایرانی داشته باشیم تا دستکم این رشتهها در مقطع کارشناسی تدریس شوند و علاقهمندان، مجرای درستی برای یادگیری داشته باشند. بدون آموزش اصولی، تعزیه دچار بدعتهای نادرست میشود و ارتباط واقعی خود را با مخاطب از دست میدهد.
او معتقد است در حال حاضر، لباسها و ادواتی در اختیار داریم که از دوره صفویه و قاجاریه تا پهلوی و دوره پس از انقلاب را دربرمیگیرد. همچنین ۲۷۰۰ مجلس تعزیه از نقاط مختلف کشور جمعآوری شده که برخی از آنها از نادرترین نسخهها هستند. آرزو داشتم این مجموعه در موزه یا دپارتمان تخصصی تعزیه نگهداری شود، اما متأسفانه چنین مکانهایی وجود ندارد و نگهداری آنها به معضلی جدی تبدیل شدهاست؛ زیرا در خانه، فضای مناسبی برای نگهداری این حجم از نسخهها، البسه و ادوات وجود ندارد. با این حال، امکان واگذاری آنها نیز فراهم نشدهاست، هرچند ارزش مالی بالایی دارند. در این شرایط، این میراث ارزشمند عملاً در خانه محبوس مانده است وفقط گاهبهگاه دانشجویان رشته ادبیات نمایشی برای پژوهشهای خود از برخی نسخهها استفاده میکنند. این مجموعه، گنجینهای جهانی است که در خانه نگهداری میشود.
شما چه نظری دارید؟